از قدیم همیشه به ما گفته اند در هر کاری با دیگران و بزرگ ترها مشورت کنید تا مبادا به چاه بیفتید. این آموزه ما را از قدیم محافظه کار و ترسو بار آورده است.

مشورت

اما ما به شما می گوییم در مورد ایده کسب و کارتان با هیچ کس مشورت نکنید. دلیل آن را در ادامه این مطلب به شما خواهیم گفت.

این مقاله به قلم نورم برودسکی (Norm Brodsky) که یکی از برترین کارآفرینان و سرمایه گذاران آمریکایی است نوشته شده است. او می گوید :

چند ماه پیش، یک مرد جوان باهوش به نام چارلز نزد من آمد تا راجع به کسب و کاری که در حال شروع آن بود، با من مشورت کند. او گفت که این کسب و کار، صندوق پوشش ریسک ارزهای رمزی مانند بیت کوین است. در آن زمان در واقع بیش از ۱۵۰۰ نوع برند ارز مجازی یا بیت کوین (cryptocurrency) در بازار وجود داشت و تعداد آن به سرعت در حال افزایش بود .او در نظر داشت تا تنها تعداد کمی از آنها را که دارای اعتبار و اطمینان خوبی هستند و به احتمال زیاد ماندگار خواهند بود را تحت پوشش بیمه ای خود در بیاورد. او پرسید: “شما در مورد ارز مجازی چطور فکر می­ کنید؟

مشورت

در ۵۰ سال گذشته صورت­ های مختلفی از سوالِ “در مورد ایده­ ی من برای یک کسب ­و کار چطور فکر می ­کنید؟” را بارها و بارها از مردم شنیده­ ام. کارآفرینان تازه کار همیشه می ­خواهند بدانند که من چطور فکر می ­کنم و دوست دارند با من مشورت کنند. من به چارلز پاسخی را دادم که به همه ­ی افراد دیگر داده­ ام: “اهمیتی ندارد که من چطور فکر می­ کنم .تنها چیزی که اهمیت دارد این است که تو چطور فکر می ­کنی.

چارلز با پافشاری گفت: “اما شما باید حتما نظری داشته باشید.”

من گفتم: “مطمئناً من نظری دارم. خب که چه؟ من ممکن است اشتباه به تو مشورت بدهم.” و سپس داستانی را برای او تعریف کردم.

اوایل سال ۱۹۶۹ بود که من یک وکیل ۲۶ ساله تازه­ کار و بی پول بودم. یک مرد به نام ریچارد نیدر (Richard Nader) به ملاقات من آمد. او ایده­ ای برای راه اندازی یک کسب­ و کار در زمینه کنسرت راک اند رول به همراه اجرای هنرمندانی متعلق به دهه ­ی ۱۹۵۰ داشت. او قصد داشت تا اولین کنسرت خود را در فلت فروم در باغ میدان مدیسون برپا کند. او از من خواست تا ۲۵.۰۰۰ دلار به او کمک کنم تا آن را پایه ­ریزی نماید. او پرسید: “تو چطور فکر می­کنی؟

من به او گفتم که این احمقانه­ ترین ایده ­ای هست که تا کنون شنیده­ ام. به او گفتم بیتلزهای انگلیسی بازار موسیقی آمریکا را اشغال کرده اند و تو هنوز به فکر موسیقی دهه ۵۰ هستی ؟ بیتلزها گروهی بودند که با یک آهنگ شان که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد از سه آهنگ برتر تاریخ آمریکا جلو زدند (three U.S. No. 1 hits) حتی پنج سال قبل نیز با آهنگ “می­خوام دستاتو بگیرم – I Want to Hold Your Hand” در بیلبورد ۱۰۰ آهنگ موفق (Billboard Hot 100) قرار گرفته بودند. نمی­ توانستم تصور کنم که تعداد کسی باشد که بخواهند به صدای گروه ­های فراموش شده راک اند رول آمریکایی گوش دهند. نیدر بعد از ناامید شدن از همکاری با من چهار سال پیاپی تلاش کرد تا به کنسرت گذارهای معروف موسیقی، از جمله دیک کلارک نزدیک شود. پس از اینکه از همکاری با آنها نیز ناامید شد. در نهایت تصمیم گرفت تا پولی که برای اجرای کنسرت هایش نیاز داشت را از یک تولیدکننده ­ی مبلمان قرض بگیرد و دو کنسرت اول احیای راک اند رول را در ۱۸ اکتبر ۱۹۶۹ برپا کند که در میان اجراکنندگان آنها بیل هیلی (Bill Haley) و همراهانش، کاسترز (Coasters)، شیرلز (Shirelles) و پلاترز (Platters) وجود داشتند.

مشورت

 

بلیط هر دو کنسرت آن تماماً فروخته شد. در مدت کوتاهی ۲۵ کنسرت دیگر نیز در (Madison Square Garden) برگزار کرد. آنها بسرعت بسیار محبوب شدند.

در طول ۴۰ سال بعد، نیدر کنسرت­های آهنگ های قدیمی خود را در سرتاسر ایالات متحده و بریتانیا در سالن­های بسیار بزرگ برپا کرد. او حتی یک فیلم مرتبط با آهنگ­های قدیمی را نیز بر اساس کنسرت ­هایش تولید کرد. یک شرکت تحت نام او که در سال ۱۹۸۹ ،نه سال پس از مرگش پایه ­ریزی شد، هنوز کنسرت­ های آهنگ ­های قدیمی را به روی صحنه می­ برد.

نیدر، در روزهای اولیه کسب­ و کارش دو بلیط ردیف جلو برای همه کنسرت ­هایش Madison Square Garden را برای من می­فرستاد. این روش او بود تا به من متذکر شود که درباره “احمقانه ­ترین ایده ­ای که تاکنون شنیده بودم” چقدر اشتباه می­ کردم. این ایده نه تنها میلیون­ها دلار برای او به ارمغان آورد بلکه تحولی عظیم در دنیای کسب ­و کار کنسرت راک اند رول ایجاد کرد.

مشورت

 

من از آن روز درس گرفتم و از آن زمان به بعد، هرگز در مورد کارآفرینانی که در حال راه اندازی کسب­ و کار هستند ،اظهار نظر نکردم. هیج وقت فراموش نکنید دنیا پر از آدم های منفی بافی است که فقط منتظرند تا شما یک قدم بردارید و هزاران اما و اگر در کارتان بیاورند. پس لطفا اصلا در مورد ایده هایتان با کسی مشورت نکنید

فکر می­ کنم که شما هم با شنیدن این داستان قانع شده اید که هیچ وقت در مورد ایده کسب و کارتان با کسی مشورت نکنید. دیگران در ذهن شما نیستند تا قوت و قدرت شما در اجرای این کار را بسنجند و بتوانند نظری درست بدهند.

در آپتک ما ایمان داریم که تنها ایمان است که شما را به سرانجام می رساند. به ایده تان ایمان داشته باشید و آن را هدیه ای از جانب خداوند بدانید و در این راه از هیچ شکست و سختی ناامید نشوید.
منبع : مجله اینترنتی اینک – (https://www.inc.com)
اشتراک گذاری

2 نظرات

  1. به عنوان یه مخاطب می خوام مخالف این طرز فکر باشم!

    به نظرم ما باید از همه نظر بپرسیم فرقی نمیکنه متخصص و منتور یا یه آدم معمولی باشه.

    اما وقتی نظر پرسیدیم نباید واکنش فوری نشون بدیم ناراحت بشیم بیخیال بشیم یا ذوق کنیم با چشم بسته با سرعت جلو بریم!

    ما باید نظرات دیگران رو بشنویم درباره اونا فکر کنیم تحلیلشون کنیم. اگر نظر درستیه قبولش کنیم اگر نه بندازیمش دور!

    ما باید اینقدر به راهی که میریم اعتقاد داشته باشیم که با هر نظری بیخیالش نشیم .اما اینکه چشمامونو ببندیم و خودمونو عقل کل فرض کنیم کاری کاملا اشتباهه!

    قطعا بودن کسایی که در چنین موقعیتی قرار گرفتن نظر منتور رو گوش ندادن و راه اشتباه رو رفتن در نهایت هم با سر ز‌مین خوردن! کی امار شکست خورده ها رو داره؟

    قطعا هستن ادمایی که از دیگران نظر پرسیدن و راه درست رو پیدا کردن کی امار اونا رو داره؟

    خودم به شخصه در هر دو موقعیت بودم.

    حرف آخر : گوش کنید، تحلیل کنید سپس اقدام کنین.

    • با سلام
      ببینید این دیدگاه دقیقا موقعی کاربرد داره که شما همه تحلیل هاتون رو انجام دادید و مصداق جمله ی خودتون “ما باید اینقدر به راهی که میریم اعتقاد داشته باشیم که با هر نظری بیخیالش نشیم” هست ، و در اینصورت نیازی نیست که با کسی مشورت کنید.
      با سپاس

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را اینجا وارد نمایید