گوگل

قرارداشتن در مسند ریاست، با تنها شدن همراه است. اما هنگامی که ناچار باشید به شکست خود اعتراف کنید، تنهاتر خواهید بود. این جمله اریک اشمیت، مدیرعامل پیشین گوگل است که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ بر صندلی مدیریت این شرکت تکیه زده بود.

گوگل چیست

همانطور که می دانید در طول این سال‌ها، اتفاقات بسیار خوبی برای گوگل افتاد، اما مهم ترین شکست آن در عدم توانایی گوگل در زمینه حضور در عرصه رسانه­ های اجتماعی بوده است.

اخیراً از اشمیت در مورد آن شکست در مصاحبه ای سوال شد و پاسخ او در تاریخ ماندگار خواهد شد؛ پاسخی که نشان ­دهنده قابلیت واقعی رهبری او بود و باید بگویم واقعا همه از دیدن آن پاسخ خشک شان زد. احتمالا، ۸ کلمه اول جواب بو، مهمترین بخش آن پاسخ است.

او گفت: “من باید مسئولیت آن شکست را بر عهده بگیرم. آن بزرگ ترین قصور من در دوران مدیریت‌ام در گوگل بود”

تاریخچه مختصری از رسانه­ های اجتماعی در گوگل

به سال ۲۰۱۱ بازگردیم. گوگل، هزینه و زمان زیادی را صرف ورود خود به عرصه رسانه ­های اجتماعی با گوگل پلاس، کرده ­بود؛ آنها فکر می کردند آن معجزه ­ای که قرار بود فیسبوک را به زانو درآورد را بوجود آورده اند.

در واقع، چند ساعت پس از اعلام آن، مارک زوکربرگ درخواست برگزاری جلسه ­ای با حضور تمام اعضای شرکت خود کرد تا بررسی کنند فیس‌بوک چگونه باید با این “تهدید نسبت به موجودیت خود” (واژه­ های زوکربرگ) مقابله کند. اما در واقع، گوگل پلاس از آغاز با مشکلات عدیده­ای روبه ­رو بود.

ویژگی­ های گوگل پلاس و یا تجربه‌ کاربری آن، هرگز به خوبی فیسبوک نبود. علاوه بر آن، گوگل سعی کرد از طریق ایجاد حساب برای میلیون‌ها کاربری که در خدمات گوگل ثبت ­نام کرده و از آن استفاده می­کردند، “با قدرت زیاد” راه خود را برای دستیابی به پایگاه بزرگی از کاربران هموار کند. نتیجه: مشارکت بسیار ضعیف کاربران بود.

دقیقاً در همان زمان، یک گروه دو نفره با مجموع ۵۰۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری، در حال راه‌اندازی شرکتی بود که بعداً به اینستاگرام تبدیل شد.

شما آخر داستان را می­‌دانید: اینستاگرام بنیانگذاران خود را به میلیاردر تبدیل ­کرد؛ اما گوگل پلاس ماه گذشته اعلام کرد که تا سال آینده به خدمات خود پایان می‌دهد و یا به زبان شرکتی، “غروب می­ کند”.

“دی ­ان­ ای فرهنگی گوگل”

تایلر کاون، اقتصاددان، در مصاحبه خود با اشمیت، سوال خود را این­‌گونه مطرح­ کرد: “چه نقصی در دی­ ان ­ای فرهنگی گوگل وجود داشت که موفقیت این شرکت را در عرصه شبکه ­های اجتماعی دشوار کرد؟”

او در جواب گفت:

“خب، اول از همه، من باید مسئولیت آن شکست را بر عهده بگیرم. چیزهای زیادی خوب پیش نرفت، اما تصورمی‌کنم که در دوران کار من به عنوان مدیرعامل، آن مسئله احتمالاً بزرگترین چیزی بود که در آن قصورکردم.

پاسخ من این است که علت آن بود که ما از آن استفاده نکرده بودیم و به نسلی تعلق داشتیم که با تلفن و ایمیل و آن نوع ارتباط، راحت ­تر بودیم و این پدیده، نوظهور بود. در واقع، نسل جوان­تری وجود داشت که به خوبی آن را به پیش می‌برد. این پدیده، زمانی اختراع شده ­بود که من در کالج بودم.

و به خاطر این­که ما جمعا از آن استفاده نکرده­ بودیم، فکر می‌کنم به خوبی درک نکردیم باید چگونه این کار را انجام دهیم. به نظر من، ما اکنون این مشکل را حل کرده­ ایم. برای مثال، امروزه ما یک شبکه اجتماعی نسبتا قدرتمند درون یوتیوب داریم. اما فکر می‌کنم منصفانه است که بگوییم اوج­ گرفتن فیس­بوک و اینستاگرام، در دوران رهبری من رخ داد”.

با بازکردن این موارد، متوجه خواهیدشد که آنها به سه دلیل، بسیار قدرت­مند می­باشند:

  • او مسئولیت شکست گوگل را شخصا می­‌پذیرد. او از ضمیر اول شخص استفاده می­کند: “چیزی که در آن قصور کردم”.
  • او توضیحی غیر‌اغراق‌آمیز ارائه می‌کند؛ او شکست خورد، به این دلیل که آنقدر جوان نبوده که آن پدیده درک ­کند.
  • در نهایت، او دیگر اطرافیان خود را ستایش می­کند؛ در مورد پیشرفت­هایی که گوگل از آن زمان به دست آورده­است، صحبت­ می­‌کند. حتی ظاهراً مواردی که پس از رفتن اشمیت، محقق شده ­است.

رهبران مسئولیت می‌­پذیرند

مطمئناً ممکن است شما بگویید این اعتراف بسیار دیرهنگام صورت می­‌گیرد. داستان رهبری اشمیت در گوگل و آلفابت، اکنون متعلق به کتاب­ های تاریخی شده است. او پول و موفقیت ­های خود را به دست آورده ­است، و چیزی برای از دست دادن ندارد.

یک رهبر واقعی همیشه دو کار را بایستی انجام دهد :

  • بایستی عملگرا و هدایتگر باشد.
  • هنگامی که اوضاع خوب پیش نمی‌رود، مسئولیت شکست را بر عهده بگیرد.
  • واقعیت دوم، وظیفه ­ای دشوار و دردناک است. وظیفه ­ای که بسیاری از به اصطلاح رهبران، هرگز از آن استقبال نمی­‌کنند.

شاید این روش در کوتاه ­مدت برای آنها مفید باشد، اما اشمیت در اینجا به دنبال منافع کوتاه‌مدت نیست و دلیلی برای این کار ندارد.

در عوض، او رهبری طولانی ­مدت خود را نشان می‌­دهد. مهم نیست میراث او چه خواهد بود. اینگونه سخنان و اعمال، بازتاب خوبی برای او خواهد داشت. این درسی فوق­ العاده است که هر رهبر باید فراگیرد.

در آپتک ما ایمان داریم رهبران بزرگ همیشه از اشتباهات خود درس می آموزند و انسان های کوچک با اشتباهات خود نابود می شوند.

منبع : مجله اینترنتی اینک ـ (https://www.inc.com)

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را اینجا وارد نمایید