احساسات

آیا احساسات غریزی، عصاره تمام تجربه و خرد شماست، و یا تنها نمودی از تنبلی و جانبداری مغز شما است؟ آیا حس غریزی، ما را به سوی ساده­ کردن موضوعات و گرایش به الگوهای تثبیت ­شده، رهنمون می­‌سازد، یا به ما کمک می­‌کند پیش از آن­که بتوانیم کاملا یک تهدید را پردازش­ کنیم، از خطر اجتناب­ کنیم؟

احساسات

این پرسش‌ها، موضوع بحث داغ دانشگاهی و تحقیقاتی هستند. مالکوم گلدول در کتاب معروف و پرفروش خود با عنوان “چشمک“، مطالبی را در دفاع از حس و شهود بیان نمود، در حالی­که دانیل کانمن روانشناس برنده جایزه نوبل، انواع مواضع بدبینانه نسبت به شهود را در کتاب “تفکر، سریع و آهسته” جمع ­بندی نموده ­است.

اما در حالی که متخصصان به بحث در این زمینه مشغول هستند، بقیه ما باید به کار خود ادامه­ داده و تصمیمات واقعی بگیریم. آیا همه ما باید از حس خود چشم‌پوشی کنیم، یا دنباله ­روی حس شهودی خود باشیم؟ طبق دیدگاه کانمن، پاسخ به پیش‌­زمینه هرکس بستگی دارد.

حرکتی نبوغ ­آمیز یا راه میان‌بری از سر تنبلی؟

همه ما می‌دانیم که احساسات کاملا بی‌­فایده نیست. اگر شما این حس را داشته باشید که همسرتان از دست شما عصبانی است، بهترین تصمیم این است که بلافاصله به مغازه گلفروشی بروید. یا، مورد یک آتش­نشان کهنه ­کار را در نظر بگیرید که با حس غریزی خود دریافت که خطری در کمین همکارانش است و آنها را نجات داد. این داستان را کانمن در کتاب خود ذکر کرده ­است.

پس چطور می‌توانید بفهمید که حس شما، چه هنگام قرار است زندگی یا ازدواج شما را نجات دهد، و چه هنگام، فقط تنبلی‌تان است که به صدا درآمده است.

خوشبختانه کانمن اخیراً در یک سخنرانی در نشست اقتصادی، یک پاسخ بسیار ساده به این پرسش دشوار داده ­است. این پاسخ، در قالب سه سوال ارائه شده ­است. اگر پاسخ شما به هر سه آنها بله باشد، می­توانید ادامه دهید و به حس خود اعتماد کنید. در غیر این صورت، بهتر است حس خود را در ارتباط با برخی داده ­های واقعی و استدلال قوی، مورد بررسی قرار دهید.

آیا واقعا نوعی قاعده در این حیطه وجود دارد که بتوانید به آن توجه کرده و آن را فراگیرید؟ حس در نتیجه تجربه حاصل می­‌شود. بنابراین، برای آن­که حس شما بتواند روندها و الگوها را تشخیص ­دهد، باید روندها و الگوهای قابل ­اعتمادی وجود داشته باشد. چه حوزه­هایی از زندگی، به اندازه کافی قاعده دارد که مغز ما بتواند بر مبنای آن، دست به انتخاب درست بزند؟ کانمن به مخاطبان گفت: “مطمئناً بازیکنان شطرنج از آن قابلیت برخوردارند. افراد متاهل هم به نوعی از آن برخوردارند”. هرچند، واضح است که بازار سهام بسیار پر سر و صدا و بی­ قاعده است، و نمی‌توان آن را بر اساس حس غریزی درک نمود.

احساسات

آیا در حوزه موردنظر، بلافاصله به بازخورد دست پیدا می‌­کنید؟ تمرین، تنها به معنای انجام یک چیز برای دفعات زیاد نیست. ممکن است سال­ها به بدی ویولن بنوازید و هرگز، به مهارت ویولن زدن مثل بتهوون، نزدیک هم نشوید. برای آن­که تمرین فایده داشته ­باشد، نیاز به بازخورد دارید، و نه هر نوع از بازخورد. روانشناسی نشان داده ­است که بهترین نوع بازخورد، بازخورد بلافاصله و عینی است. طبق نظر کانمن، اگر می­خواهید که حس خود را آموزش دهید، باید بلافاصله بدانید که آیا درست عمل کردید یا خیر.

بنابراین، دفعه بعد که احساستان به شما فرمان می­دهد که کاری را انجام دهید و یا ندهید، لحظه­ای تأمل­ کرده و آن را در ارتباط با علم بسنجید. آیا این حوزه، حوزه ­ای است که در آن، الگوهای واقعی ملموس وجود دارد؟ آیا تجربه طولانی­ مدتی در این حیطه دارید؟ آیا پیش از این، درک خود را از آن در مقایسه با واقعیت، سنجیده ­اید؟ اگر نمی‌­توانید به همه این سوال­ها پاسخ بله بدهید، پس یک قدم عقب­نشینی کنید و به شیوه منطقی ­تر، به مسئله فکرکنید.

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

لطفا نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را اینجا وارد نمایید